سرزمین شیرداغ :                                                              ازحاج عوض علی اعتمادی


            ای نام توبهترین سرآغاز        بی نام تونامه کی کنم باز

            ای یاد تو مونس روانـــم         جز نام تونیست برزبانــــم

            ای برورق تودرس ایـــّام         زاغـازرسیده تابه انجــــام


                            سـرزمین شیـرداغ 


     وبلاگی است درعالم مجازی که هدفم معرفی اجمالی این نقطه ای ازهزاره جات است تاازنظر جغرافیایی، اجتماعی، تاریخی،سیاسی، فرهنگی و.... فی الجمله به هم و طنانم مخصوصا کسانی که درکشورهای خارج وقاره های مختلف زندگی می نما یند تابا وطن خود آشنایی داشته باشند. گرچند کاری است دشوار تاانسان بتواند مطلب رابه نحو جمع وجور کردکه پسندهمه باشند،زیرا وطن دارانم درآن دخیل اند چون ازوطن، زادگاه، دودمان،ایل وتبارش می نویسم واین رامی دانم کارحساس است ویک مطلب شخصی وفردی نیست که مربوط خودم مانند:تحلیل ،شعر،داستان و...باشد. ازآن جهت ازدوستان تقاضای همکاری، همدردی وراهنمایی رادارم که دراین باره دریغ نورزند. منتظر نظر، انتقاد های سازنده وپیشنهاد های دلسوزانه شان بدون اغماض که جنبۀ اعتراض تخریبی وچندش رانداشته باشدهستم. 

     اما هستند دوستان که درقالب وبلاگ ها و وبسایت های شان چه درفیس بوک،بلاگفا وغیره مطالب متنوع را ارائه داده اند وهرکه دررشته وذوق مورد نظر خود درعالم مجازی سیر نموده، قلم می زنند که ازآنها درراه خدمت به وطن قدردانی می گردد. امیدوارم دراین کار  خداوند بزرک توفیق عنایت فرماید.    

وضعیت جغرافیایی

فصل اول: 

 

وضعیت جغرافیایی

 

شیرداغ درنقطه ای ازهزاره جات واقع شده که آخرین منطقه ای ازولایت غزنی مربوط ولسوالی مالستان است. ساحه ی شمال غرب وغرب آن ولسوالی خاص ارزگان ازتوابع ولایت ارزگان وجنوب آن ولسوالی خاک ایران که دراین اواخرازولسوالی دای چوپان جداشده و(خاک افغان) نام شده مربوط ولایت زابل به مرکزیت قلات است. شیرداغ فی الواقع درنقطه ی حساس ازنظر سوق الجیشی واستراتژی قرارداردکه فتوحات عبدالرحمن خان یااشغال اراضی هزاره های ارزگان ودای چوپان درقرن 19به دیواره های سنگی وکوهای صعب العبورشیرداغ برخورده وپشت این قلاع سنگی که طبیعت چنین سهمناک زاده است قرار گرفته ونتوانسته انداردوی خشن وی آن راتصرف نمایند، گرچندسردار بزرک ونامی خودعبدالله بیگ چوره که میرزافیض محمد خان کاتب درکتاب سراج التواریخ اورابنام رئیس هزاره شیرداغ ثبت کرده، ازدست داده اند. اینک بطوراجمال به آن اشاره خواهد شد:

ادامه نوشته

وجه تسمیۀ شیرداغ

وجه تسمیۀ شیرداغ:

    شیرداغ مرّکب است ازدوکلمۀ «شیر» و «داغ» اگربه کسرثقیل شین که هم اکنون تلفظ می شود به معنای شیرودوغ وروغن است که به اعتبار سرزمین حاصل خیز،چمن زارها وکوههای تونگرو مملو ازعلوفه زارباید مسماشده باشد،یعنی شیر، داغ، چنانچه درشهرها، سماوار وقهوه خانه ها تبلیغات ازشیرداغ ویاشیرودوغ است ودرواقع شیرداغ جای دامداری فراوان بوده که درسابق قسمت عمدۀ صادرات منطقه ازفروش حیوانات، دام، روغن، قوروت وگندم بود.پس با این اعتبارشیرداغ شایداسم منطقه باشد، چنانچه بسیارمناطق اسمش گرفته شده ازاشیاءاست.

    اگربه کسرخفیف شین تلفظ کنیم می شودشیردرّنده وداغ درزبان ترکی بمعنای کوه است، یعنی شیرکوه، چون درقدیم کوههاپرازجنگلات وحشی وجای حیوانات درّنده بوده است.

    روایت دیگررانیزشیرداغیان میگویند که چون داغ گذاشتن درامراض تاحال رواج است، آقای بنام سیدشیراوراداغ گذاشته وخوب شده است که شده علم بالغلبه برای شیرداغ.

    اماآنچه دربعض نسب نامه های که درجاغوری نوشته شده ازآن جمله سیدعسکرموسوی درکتاب هزاره های افغانستان یک شجره نامه بقلم شیخ ناصرعلی منتشرنموده که خودنام شیرداغ(کاکا)مشهور به شیرداغ می باشد.

    علی ایّ حال چون آسامی مناطق مملوازواژه های ترکی،مغولی،فارسی وغیره است،شیرداغ شایداسم شخص باشدو پدرش نام گذاشته است، که نسب تمام شیرداغیان به اومی رسدوقبرشیرداغ درباغتوواقع درپشتۀ قندهارکه هم اکنون جزءولایت قندهارغرب ولایت زابل،همان پایین اراضی دای چوپان وقلندر مغصوبه است قراردارد.